در دهه ۱۳۴۰ شمسی، پروژه‌ای ۵۰ میلیون دلاری با حضور کارشناسان اسرائیلی در دشت قزوین کلید خورد؛ پروژه‌ای که به بهانه جلوگیری از هدررفت آب، مالکیت منابع آبی منطقه را از کشاورزان سلب کرد و در نهایت نه به کشاورزی منطقه کمک کرد و نه به وعده‌های اقتصادی خود رسید. این طرح، علاوه بر اهداف کشاورزی، اهداف سیاسی و حضور دائمی اسرائیل در ایران را نیز دنبال می‌کرد.

ماجرای پروژه اسرائیلی که آب دشت قزوین را به گروگان گرفت

به گزارش رویدادنیوز از خبرگزاری فارس از قزوین، حضور اسرائیلی‌ها در دشت قزوین در دهه ۱۳۴۰ شمسی، که در قالب توسعه صنعت کشاورزی و تأسیس سازمان عمران قزوین انجام شد، یکی از موضوعات مغفول مانده تاریخ معاصر این استان است.محمدحسن سلیمانی پژوهشگر تاریخ معاصر ایران، اهمیت این طرح برای طرف اسرائیلی را بسیار بالا ارزیابی می‌کند؛ تا جایی که موشه دایان وزیر کشاورزی وقت اسرائیل، دو بار (۱۳۴۱ و ۱۳۴۳) از دشت قزوین بازدید کرد و تا اواخر سال ۱۳۴۴، حدود ۴۰۰ اسرائیلی در منطقه مستقر شدند.سلیمانی با استناد به اسناد دولتی تأکید می‌کند که این برنامه صرفاً کشاورزی نبوده و اهداف سیاسی پنهانی را دنبال می‌کرده است. این اهداف شامل بسط و گسترش روابط سیاسی و ایجاد حضور دائمی اسرائیل در ایران تحت پوشش پروژه‌های کشاورزی بوده است.وی به گزارشی اشاره می‌کند که پس از بازدید شاه از روند اجرای پروژه توسط شرکت اسرائیلی «طحال» ثبت شده و نشان می‌دهد پس از ابراز رضایت شاه، مقامات اسرائیلی با نخست‌وزیر و وزرای ایرانی تبادل نظر کرده‌اند.نکته تأمل‌برانگیز، مقایسه این پروژه با دستاوردهای اولیه اسرائیل است. بر اساس اظهارات یکی از کارشناسان اسرائیلی که سلیمانی نقل می‌کند، برنامه دشت قزوین که شامل ۲۰۰ دهکده می‌شد، از لحاظ اقتصادی کشاورزی تقریباً معادل کل فعالیت‌هایی بود که دولت اسرائیل در بدو تأسیس با آن مواجه بود و این نشان‌دهنده مقیاس عظیم این پروژه برای صهیونیست‌ها در خارج از مرزهای خود بود.

فعالیت شرکت‌های اسرائیلی در دشت قزوین

به گفته این پژوهشگر، حضور شرکت‌های اسرائیلی در دشت قزوین در دهه ۴۰ شمسی، پروژه‌ای با دو وجه آشکار و پنهان بود. پس از بازدید شاه از پروژه، نطق مصطفی الموتی نماینده وقت رودبار و الموت در دوره بیست و یکم مجلس شورای ملی، دو روز بعد، بُعد پنهان ماجرا را نمایان ساخت.الموتی، با وجود آگاهی از حضور صهیونیست‌ها و حساسیت افکار عمومی، در نطق خود نامی از اسرائیل نبرد و پروژه را «برنامه عمیق عمرانی در دشت قزوین» نامید که به دستور شاه دچار تحول و پیشرفت عجیبی شده است.طبق اذعان سلیمانی، الموتی اهداف پروژه را در یک برنامه ۱۰ ساله (تا سال ۱۳۵۳) و با تکیه بر محاسبات کارشناسان فنی این‌گونه برشمرده بود:تأمین آب: پیش‌بینی دستیابی به ۵۳۵ میلیون مترمکعب آب از منابع زیرزمینی (۲۲۰ میلیون)، طالقان‌رود (۲۵۰ میلیون) و رودخانه‌های داخلی (۶۵ میلیون).زیرساخت: حفر ۳۵۰ حلقه چاه که ۱۵۰ حلقه آن حفر شده و تجهیز آن‌ها به شبکه برق سفیدرود برای تأمین آب و برق ارزان برای کشاورزان.تولید محصولات: پیش‌بینی افزایش چشمگیر محصولات زراعی و باغی شامل ۶۰۰ هزار تن چغندر، ۳۰۰ هزار تن میوه، ۶۰۰ هزار تن انگور و ۴۵ هزار تن غله.به گزارش فارس، ادعا شده بود که پس از اجرای پروژه، نه تنها نیاز ایران به میوه‌هایی مانند سیب، گلابی و هلو برطرف می‌شود، بلکه بخش اعظم میوه‌های مصرفی ایران و شاید برخی کشورهای خاورمیانه از دشت قزوین تأمین خواهد شد.
با وجود این اهداف بلندپروازانه، سرنوشت پروژه به گونه‌ای دیگر رقم خورد. این پروژه ۱۰ ساله، که توسط اسرائیلی‌ها اجرا می‌شد، در نیمه راه متوقف شد (که به سیاست‌های آمریکا در قبال اعراب و اسرائیل نسبت داده شده است). در نهایت، پروژه نه تنها به دستاوردهای وعده داده شده نینجامید، بلکه بخش قابل توجهی از منابع موجود نیز از دست رفت.

خاطرات ابوالحسن عمیدی نوری

سلیمانی در ادامه به عمیدی نوری روزنامه‌نگار و وکیل دادگستری پرنفوذ قبل از انقلاب، اشاره می‌کند که مصطفی الموتی از کارگری در چاپخانه او به سردبیری روزنامه‌اش رسید و پس از ازدواج با خواهر عمیدی نوری، سیر ترقیات خود را پیمود.سلیمانی می‌گوید: عمیدی نوری که سال‌ها در عرصه سیاست ایران حضوری فعال داشت و از بسیاری مسائل آشکار و پنهان مطلع بود، به عنوان مالک اراضی کشاورزی در روستای لیا (مکان فعلی شهرک صنعتی)، گهگاه برای سرکشی به وضعیت کشاورزی‌اش به قزوین می‌آمد. خاطرات او، به ویژه بخش‌هایی که به حضور اسرائیلی‌ها در قزوین، انهدام شبکه آبرسانی سنتی دشت، تأسیس سازمان عمران قزوین و اصلاحات ارضی می‌پردازد، حاوی اطلاعات ارزشمند و قابل تأملی است.با گذری بر یادداشت‌های روزانه دوم آبان ۱۳۵۶ او آمده است: «در همین شهر قزوین، از ۲۴ سال پیش، به ملاحظات سیاسی و خصوصی، عده‌ای یهودی آورده شد تا در دشت قزوین دهاتی اسرائیلی بسازند؛ هم سطح زندگی زارع دوره انقلاب بالا نشان داده شود و هم بازدهی زراعت با پنجاه میلیون دلار اعتبار وام گرفته شده.»به گفته سلیمانی، سیاست آمریکا در آن روزها کمک به اسرائیل و حمایت ایران در برابر حملات شدید اعراب، به ویژه عبدالناصر رئیس‌جمهور مصر بود.

شهر یهودی‌نشین ایران

حتی در تبلیغات گفته شد ایران یک شهر خود را یهودی‌نشین کرده است. نتیجه این اقدام این شد که از یک طرف آب دشت قزوین حتی قبل از قانون ملی شدن در اختیار گرفته شد و حفر چاه ممنوع اعلام شد و از طرف دیگر، پنجاه میلیون دلار هزینه شد. ایران با تغییر اوضاع بین‌المللی و سیاست آمریکا در کشمکش اعراب و اسرائیل، مجبور شد عذر اسرائیلی‌ها را بخواهد و خود دولت وارث سازمان کشاورزی باقیمانده اسرائیلی‌ها شد که به نام «سازمان عمران قزوین» باقی ماند و سالی ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان ضرر آن از بودجه سازمان برنامه پرداخت می‌شد.عمیدی در ادامه به تأسیس «سازمان عمران دشت قزوین» پرداخته و نتایج فعالیت‌های آن را تا یک سال پیش از انقلاب چنین ذکر می‌کند: «این سازمان، چون جانشین سازمان اسرائیلی‌ها شده است، امر حفر چاه آب در دشت قزوین کماکان ممنوع است. وزارت آب و برق سابق و وزارت کشاورزی ادعا دارند که شاه فرموده‌اند یک قطره آب نباید هدر رود و فقط باید به مزارعی داده شود که از اراضی خوب بهره دارند. این حرف به شاه تلقین شده و سپس از او پس گرفته شده و حتی در مکاتبات رسمی از آن بهره‌برداری کامل برای اعمال نظرهای خصوصی خود می‌کنند.»آن‌ها ادعا می‌کنند که آب زیرزمینی دشت محدود است و این منبع محدود را برای اراضی خوب و اطراف شهر (بلوک اقبال) به کار می‌برند و علاوه بر آن، آب سد طالقان را به صورت کانال‌کشی به سمت قزوین می‌آورند.سلیمانی به نقل از عمیدی معتقد است که چند میلیارد از بودجه کشور تحت این شعارها به دست کارکنان این دو وزارتخانه خرج شد و نتیجه آن ضرردهی شدید زراعت در دشت قزوین بوده است.
Share on facebook
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on print

لینک کوتاه خبر:

http://rooydadnews.ir/?p=11364

اخبار مرتبط:

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

  • پربازدیدترین ها
  • داغ ترین ها

پربحث ترین ها

تصویر روز:

پیشنهادی: